۱۳۹۱ دی ۲۷, چهارشنبه

گزارش کوتاهی از مراسم
«یادمان پنجاهمین سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی(اتحادیه ملی)»

در تاریخ 5 ژانویه 2013 خانواده ی بزرگ کنفدراسیون، دوستداران، و پشتیبانان مبارزات دموکراتیک و ضد امپریالیستی این تشکل در شهر فرانکفورت، در همان محل سنتی کنگره های کنفدراسیون حضور یافتند.
نه تنها سالن پر بود، بل در راهروهای کنار سالن نیز، به قول معروف، جای سوزن انداختن نبود. نه تنها فضای بیرون سالن از جمعیت موج می زد و بالکن ها را رفقای سیگاری اشغال کرده بودند، که حتی ترکیب شرکت کنندگان نیز مداوماً در حال تغییر بود. چهره های جدیدی می آمدند و رفقایی که مدتی در محل بودند و ادامه ی حضورشان به هر دلیل مقدور نبود، بعد از خدا حافظی، گردهمآئی را با شادمانی ترک می گفتند و برای کمیته ی برگذاری آرزوی موفقیت نموده، و پیشنهاد ادامه کار می دادند. از بیش از 500 نفر شرکت کننده سخن می رود، تعدادی تخمینی که می شود با احتیاط بیان کرد. در عرصه ی شبکه مجازی بسیاری از حامیان کنفدراسیون به صورت گروهی از طریق اسکایپ و پَلتاک از سراسر جهان با ما در تماس بودند و مراسم با شکوه فرانکفورت را تعقیب می کردند. این استقبال بی نظیر از این مراسم گویای آتشی بود که در زیر خاکستر منتظر لهیب بود و اغراق نیست اگر بگوییم که در امر بسیج اعضای پیشین و حامیان کنفدراسیون جهانی موفق بوده ایم.
روحیه حاکم بر این نشست روحیه ای شور و شوق، مملو از غم و شادی، روحیه ای سرشار از امید و نیرو بود. رفقایی که به سختی راه می روند، با نیرو گرفتن از خاطرات دوران جوانی، خود را به محل رسانده بودند و صفا و صمیمیت مبارزاتی در محل موج می زد. آشنایی ها و در آغوشگیری ها همیشه با کمی تأخیر صورت می گرفت، زیرا طرفین بایستی نخست با چهره هایی که گذر زمان رد پای اش را بر آنها نهاده بود آشنا می شدند. این مراسم می خواست روح مبارزه را زنده کند و نشان دهد که مبارزه ای که از زمان انقلاب مشروطیت آغاز شده است تا نتیجه نهایی خود ادامه خواهد داشت. و این اغراق نیست که در این امر موفق بوده ایم.
فضای حاکم بر مراسم نشانه ی فضای دموکراتیک و احترام انگیزی بود که در مراسم سنتی کنفدراسیون موج می زد.
اما مهم تر این بود که در کنار دوستان سالخورده که موی در مبارزه سیاسی سپید کرده بودند نسلی تازه شرکت داشت. وقتی رفقای قدیمی برای گفتگو و نقل خاطرات گذشته سالن را ترک می کردند، یک جمعیت ثابت 250 نفری در سالن نشسته بود و بدقت و گام به گام مراسم را تعقیب می کرد تا مبادا نکته ای از نظرش فروافتد. این مراسم می خواست که به گسست انتقال تجربه ی نسل های گذشته، که محصول رژیم های مستبد رضا خان، محمد رضا شاه، و رژیم کنونی حاکم بر ایران است، خاتمه دهد و مانع از آن شود که نسل های کنونی و آینده با تبلیغات ارتجاع غالب و مغلوب در ایران، به جای آنکه در کنار هم باشند در برابر هم قرار گیرند. این نشست می خواست پدران و پسران، مادران و دختران، خانواده ها و فرزندانشان را دست در دست هم برای آزادی ایران دموکراتیک فردا ببیند، نه در مبارزه ی رویارو بر ضد هم، که شعار تبلیغات دشمنان مردم ایران است، شعاری که مانند سم در همه جا پخش می کنند. هیچ نسلی نسوخته است؛ همه ی نسل ها در گذشته برای آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی در ایران مبارزه کرده اند، ولی راه نیل به هدف هموار نیست. ما کم نداشته ایم رفقایی را که در این سنگر در کنار ما جان دادند تا نسل های آینده بتوانند شاهد پیروزی را درآغوش بگیرند. این مبارزه سخت ادامه دارد و هر نسلی باید بخشی از این بار سنگین را در مبارزه ی بی امان و فداکارانه، در شرایط تفوق دشمن، به جلو سوق دهد تا شایسته آن باشد که، هنگامی که به آرمان های خویش در ایران فردا تحقق بخشید، قدر حفاظت از آنها را نیز بداند. این مراسم بر این تداوم مبارزه نسل ها تکیه کرد و شرکت کنندگان با شور و هیجان خویش آن را درک کردند و این اغراق نیست  که ما در این کار خویش موفق بودیم.
از سراسر اروپا و آمریکا در این نشست شرکت کرده بودند؛ این خود حاکی از نیک نامی و درجه ی نفوذ معنوی کنفدراسیون جهانی در میان مردم ایران است. هم حکومت جبار و دیکتاتور اسلامی، که نجات جان پاره ای از رهبرانش را مدیون مبارزه ی دموکراتیک و حقوق بشری کنفدراسیون است، و هم جلادان از قدرت به زیر کشیده شده ی دیروز، که مزورانه نقاب بشر دوستی، دموکراسی خواهی، و لیبرالی به چهره زده اند و در پی قربانی های تازه می گردند، تبلیغات وسیعی را بر ضد این کارزار بین المللی کنفدراسیون جهانی آغاز کرده بودند تا از شکست این مراسم دل شاد کرده، و جشن شکست کنفدراسیون را برگذار کنند. ولی تجربه ی مراسم فرانکفورت نشان داد که باید به توده ی مردم ایمان داشت، باید دانست که مردم می توانند دست های آلوده را از دست هایی که در خدمت مردم به حرکت در می آیند تمیز دهند. پیروزی این مراسم مردمی در عین حال پیروزی امید بر یأس پیروزی یاران کنفدراسیون و هواداران اش بر مخالفان آن بود. این مراسم نشان داد که باید به مردم اعتماد کرد، باید به نیروی خود متکی بود، و اصل تکیه بر نیروی خویش را بر پرچم خود نوشت. تنها ملت هایی شایسته آزادی و رهایی از بردگی هستند که با دست خود به این آرمان ها دست یابند و در حفظ آن بکوشند. و این اغراق نیست که ما در این کار موفق بوده ایم.
این نشست اجلاس خانواده ی بزرگ کنفدراسیون جهانی بود؛ بیان همان ترکیب سیاسی تاریخی جنبش دانشجویی که با پیروزی و افتخار، تا قبل از انشعاب در کنفدراسیون، این بارِ مهم را بر شانه های خویش حمل کرده بود. این نشست نشان داد که کنفدراسیون متعلق به همه است؛ کسی سند مالکیت خصوصی آن را ندارد تا آن را وسیله ی حضور در مجامع جهانی و سند اعتباری برای امتیازات خویش جلوه دهد و القاء کند که همه چیز باید از مجاری معین این یا آن فرد بگذرد. کنفدراسیون در تمام زندگی سیاسی خود بت شکن بود و نمی توانست سنت بت سازی را در مبارزه ی سیاسی ایجاد کند و آنرا به عنوان دستآورد به نسل آینده ارائه دهد.
کمیته ای که با الهام از گذشته ی پرافتخار و پر شور، این وظیفه را داوطلبانه، صمیمانه، و با کار توانفرسا به عهده گرفت، مبین همان واقعیت کنفدراسیون جهانی و تعهد به سنت های درخشان و آزموده ی آن بود. این کمیته که مرکب از بخشی از دبیران پیشین کنفدراسیون جهانی و اعضاء و فعالان آن بود، با اعتماد به نفس و با الهام از حقانیت مسؤولیتی که به عهده گرفته بود، آغاز به کار کرد و آنرا با موفقیت تحسین برانگیزی به انجام رساند. و این اغراق نیست که ما در این کار موفق بوده ایم.
نظم و انضباط و دقت در برنامه ریزی و انتقال تجربه های چند نسل، به صورت موجز و متراکم، از طُرُق گفتار، نوشته، و تصویر، حجم بزرگی از اطلاعات تاریخی را در چندین ساعت به حاضران در نشست منتقل می کرد. بدون این انضباط و رعایت تداوم کار، بدون پافشاری بر عدم انقطاع برنامه، بدون تشریک مساعی همه ی دست اندرکاران، چه در زمینه تدارکاتی، سیاسی، هنری، و ... پیشبرد این امر مهم مقدور نمی بود. حضار از وجود این همه همکاری مشترک تمجید می کردند و این همکاری پیگیرانه و گسترده، که ملهم از کار مشترک جمعی در درون کنفدراسیون جهانی برای نیل به اهداف مشترک بود، بسیار آموزنده بود. کار جمعی، متحد، منضبط، و هدفمند باز جای خود را در پهنه ی اپوزیسیون که مملو از خودنمایی های فردی و تبلیغ منش انفرادگرایانه است باز می کرد. و این اغراق نیست که ما در این امر موفق بوده ایم.
مجری برنامه آقای فریدون منتقمی دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی خوش آمد به حضار را از طرف کمیته ی برگذاری با این شعر حافظ آغاز کرد:
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد  بس بعید / هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
سپس، وی شمه ای از تاریخچه پیدایش کمیته گفت که خلاصه ی آن چنین است.
فکر برگذاری این مراسم نخستین بار در 2 ژانویه سال 2012 پدید آمد. گام نخست طبیعتاً بایستی با افرادی که در دسترس بودند و آمادگی خویش را برای این کار بزرگ اعلام می کردند آغاز می شد. تلاش نخستین برای همکاری مشترک در اواخر ماه آوریل با موفقیت روبرو نبود و برای انتشار فراخوانی مشترک و طرحی که استخوانبدی آن همان است که امروز ارائه می شود توافقی بدست نیامد. تلاش مجدد برای ایجاد حسن تفاهم تا اواخر ماه مه 2012 نیز با شکست روبرو شد. اکنون دو راه باقی ماند: یا از برگذاری این روز صرفنظر کنیم یا به این امر مهم و مبارزاتی مسؤولانه برخورد کرده، و با تکیه بر امکانات و مصالحی که در اختیار داشتیم به بنای این ساختمان همت بگماریم. ما راه دوم را انتخاب کردیم. بخشی از دبیران پیشین کنفدراسیون فراخوانی برای شرکت در کمیته ای که وظیفه برگذاری این کار را انجام دهد منتشر کردند. به فراخوان منتشر شده سی نفر از اعضاء پیشین کنفدراسیون پاسخ مثبت دادند، و کمیته با شرکت رفقایی از سایر شهرهای آلمان فرانکفورت، مونیخ، ماینس، گیسن، برمن، کلن، کایزرز لاترن، کوبلنس، هانور، هامبورگ، لندن، برلین، و ... در شهر ماینس آلمان بوجود آمد. این کمیته به صورت دموکراتیک، شفاف، علنی، و مستقل کار خود را آغاز کرد و دارای هویت روشن دموکراتیک، کنفدراسیونی و مترقی بود. این کمیته از دستآوردهای کنفدراسیون الهام می گرفت.
در همان آغاز کار کمیته رفقا خسرو شاکری و پرویز نعمان دبیران پیشین کنفدراسیون جهانی، که به علت بیماری امکان شرکت در کمیته را نداشتند، به عنوان دو ستون مهم پیشبرد کار، فراخوانی در حمایت از این کمیته منتشر کردند، که برخی دیگر از رفقای دبیران پیشین کنفدراسیون و فدراسیون ها نیز به حمایت از آن برخاستند،  و تا روز آخر بیش از 240 نفر آنرا امضاء نمودند. کمیته از پاره ای زندانیان سیاسی پیشین دعوت کرد تا در این مراسم از خفقان دوران استبداد پهلوی و نقش کنفدراسیون در دفاع از حقوق بشر و در کاهش فشارهای درون زندان صحبت کنند. گرچه سازماندهی این کار با سختی و مشکلات اولیه روبرو بود، ولی سرانجام رفقا یوسف اردلان و ابراهیم آوخ از زندانیان سیاسی دوران شاه آمادگی خود را برای بیان خاطرات خویش اعلام کردند. کمیته با آقای ویکتور فاف (Pfaff Victor) که یکی از وکلای مدافع حامی کنفدراسیون بود نیز تماس گرفت تا وی نیز، که در دفتر وکالت دکتر هانس هلدمن (Hans Heldmann) کار می کرد خاطرات همکاری خویش را با کنفدراسیون جهانی در این نشست بیان کند. این کمیته برنامه ی خویش را، که حاوی سخنرانی پیرامون دستآوردهای کنفدراسیون، خاطرات زندانیان سیاسی، و حمایت کنفدراسیون از آنان بود از طریق پوستری منتشر کرد و به اطلاع عموم رسانید برنامه ای که نمایش تصاویر جانباختگان کنفدراسیون و زندانیان کنفدراسیون در دوران شاه ، و فیلم های اسلاید از مبارزات مردم ایران و مبارزات کنفدراسیون را، همراه با موسیقی گروه سیما-اسکندر- عبدالرضا و تک نوازی پیانوی پیمان در بر می گرفت. این ابتکار کمیته موجی از پشتیبانی در انسان های مسؤول و دموکرات ایجاد کرد. زندانیان سیاسی دوران شاه، که جان بسیاری از آنان را فعالیت کنفدراسیون و فداکاری دانشجویان ایرانی در خارج از کشور نجات داده بود، رفقایی که زندگی خود را مدیون کنفدراسیون می دانستند، با انتشار اعلامیه ای به یک اقدام مسؤولانه دست زدند و به حمایت از ابتکار کمیته ی برگذاری مراسم کنفدراسیون در 5 ژانویه 2013 برخاستند. امضاء بیش از 240 نفر در حمایت از این فعالیت، انتشار اعلامیه پشتیبانی بیش از صد نفر زندانیان سیاسی، و سپس اعلامیه ی حمایت سازمان های سیاسی درون کشور و خارج از کشور، و همچنین شخصیت های سیاسی درون و برون کشور آخرین سدهای سکوت را درهم شکست. بیانیه ی دعوت به شرکت در این گردهمآیی در تقریبا همه ی تارنماهای روشنگرانه خارج از کشور بازتاب یافت. کار کمیته، علیرغم همه ی ناملایمات اولیه در آغاز کار، محصولی داد که می توانستیم تاثیرات مثبت آنرا در نشست 5 ژانویه شاهد باشیم. کار کمیته ی برگذاری به همه ی ما درس بزرگی داد که به نیروی مردم و آرمان های دموکراتیک آنها ایمان داشته باشیم و بدانیم که آتشی که در انقلاب مشروطیت افروخته شده هنوز حرارت خود را در زیر خاکستر حفظ کرده است.
سپس مجری برنامه بیاد آورد که در این نشست، علیرغم اینکه پاره ای یاران ما در مبارزه علیه دو استبداد حال و گذشته جان خویش را از دست داده اند، ولی همه ی سنگرها پر شده اند و هیچ رژیمی نمی تواند با قساوت و جنایت به عمر خود ادامه دهد. تجربه ی رژیم پهلوی باید برای رژیم امروز ایران نیز سرمشق باشد. سپس با شعر «به فردا» اثر محمد زهری یاد جانباختگان را زنده کرد:

به گلگشت جوانان یاد ما را زنده دارید ای رفیقان
که ما در ظلمتِ شب
زیرِ بالِ وحشیِ خفاشِ خون آشام
 نشاندیم این نگینِ صبح روشن را
به روی پایه انگشتر فردا...

سپس، وی به احترام همه ی جانباختگان راه آزادی و استقلال، دموکراسی، و عدالت اجتماعی از زمان انقلاب مشروطیت تا کنون یکدقیقه سکوت داد. حضار به احترام بپا خاستند و در این همدردی بزرگ نشان دادند که هر ستاره ای را که دشمن به زیر بکشد، باز آسمان مبارزه ی مردم ایران غرق ستاره می شود.
بعد از آن رفیقمان پروفسور بازنشسته خسرو شاکری، که متأسفانه به علت بیماری نتوانسته بود در مراسم حضور داشته باشد، توسط یک ویدئو سخنرانی کرد و بخش نخست بیانیه مشترک دبیران درباره ی دستآوردهای کنفدراسیون را، همراه با تصاویر مبارزات مردم که بر پرده می افتاد، قرائت کرد. در میان سخنان وی سرود شانزدهم آذر توسط گروه کُری که رفقای غیرحرفه ای با حوصله و پشتکار آماده کرده بودند و توضیحات مجری برنامه پیرامون ماهیت 16 ام آذر و نقش تاریخی آن اجراء شد. پیام نخستین کنگره ی کنفدراسیون جهانی (پاریس) به دکتر محمد مصدق و پاسخ وی قرائت گردید و اسلایدهایی از مبارزات مردم نشان داده شد. سپس دکتر بهمن نیرومند دبیر دیگر کنفدراسیون بخش بعدی بیانه را قرائت کرد، و در فاصله گفتار وی، قطعنامه ها و پیام های کنگره های کنفدراسیون مربوط به متن سخنرانی برای سندیت بخشیدن به گفتار وی توسط رفقای کمیته قرائت شد. بخش سوم سخنرانی را دکتر منصور بیات زاده قرائت کرد؛ سخنان وی نیز همراه با پیام ها و قطعنامه های مربوط به آن بخش بود، که از طرف رفقای کمیته با توضیح مجری برنامه قرائت شدند. در فواصل سخنرانی ها وقت استراحت داده می شد یا موسیقی اجراء می شد. سپس، پروفسور داود غلام آزاد، یکی از دبیران پیشین کنفدراسیون، جمعبندی همه ی سخنرانی را که در منشور کنفدراسیون تبلور می یافت قرائت نمود.
در این نشست پیام رفیق حسین رضائی دبیر پیشین فدراسیون آلمان از ایران، نماینده کنفدراسیون جهانی و سازمان عفو بین الملل که در 17 مهر ماه 1349 مطابق با اکتبر 1970 برای سرکشی به زندان های شاه به ایران رفته بود و تا زمان انقلاب در اسارت شاه به سر می برد، خوانده شد آنگاه اسامی سازمان های سیاسی درون و برون ایران و آقای ناصر زرافشان، که به این نشست پیام داده بودند، اعلام گردید.
مجری برنامه برای اطلاع حضار و نسل جوان، که از شیوه ی کار کنفدراسیون در گذشته بی خبر بود، توضیح داد که: بنا بر همان سنت کنفدراسیون جهانی، ما نام پیام های رسیده به مراسم را اعلام می کنیم و آن ها را برای ثبت در تاریخ با اهمیت می دانیم، ولی دریافت پیام ها از سازمان های سیاسی، که هر کدام از آن ها با درک ویژه ی خود این پیام ها را تدوین کرده اند و از نظر سیاسی دارای برنامه های گوناگون و شاید متضادی باشند، یا حتی از نظر ایدئولوژیک در مقابل هم قرار دارند، الزاما به معنای رد یا تأیید مضامین این پیام ها نیست. هر سازمانی به نوبه ی خود مسؤولیت پیام خود را به عهده دارد و کمیته ی برگذاری با الهام از همان سنت کنفدراسیون، که بیان درک دمکراتیک از رویدادها بوده و هرگز هدف نهائی را از دیده فرونمی گذارد، تنها به اعلام دریافت آن ها در این نشست قناعت می کند.
سپس، وکیل کنفدراسیون آقای فاف، که تحت تاثیر شکوه جلسه قرار داشت، سخنان پرشوری ابراز داشت که بسیار مورد توجه حضار قرار گرفت.
سخنان رفیقمان یوسف اردلان با بیان شعر زیر از طرف مجری آغاز شد:
در بند
ای كه پرسی تا به كی در بند دربندیم ما/
تا كه آزادی بود در بند، در بندیم ما
خوار و زار و بی كس و بی خانمان و دربدر/
با وجود این همه غم، شاد و خرسندیم ما
جای ما در گوشه صحرا بود مانند كوه/
گوشه گیر و سربلند و سخت پیوندیم ما
در گلستان جهان چون غنچه های صبحدم/      با درون پر ز خون در حال لبخندیم ما
مادر ایران نشد از مرد زاییدن عقیم/
 زان زن فرخنده را فرزانه فرزندیم ما
ارتقاء ما میسر می شود با سوختن/
بر فراز مجمر گیتی چو اسفندیم ما
گر نمی آمد چنین روزی كجا دانند خلق/
در میان همگنان بی مثل و مانندیم ما
كشتی ما را خدایا ناخدا از هم شكست/
با وجود آن كه كشتی را خداوندیم ما
در جهان كهنه ماند نام ما و فرخی/
چون ز ایجاد غزل طرح نو افكندیم ما
فرخی یزدی

سخنان رفیق یوسف اردلان جداگانه در شماره ی ویژه ی نشریه 16 ام آذر منتشر می شود.
پس از وی، سخنان رفیق آوخ، که او نیز، متأسفانه، به علت بیماری نتوانسته بود در نشست شرکت کند، توسط ویدئوی ارسالی پخش شد؛ این سخنان نیز جداگانه در 16 ام آذر ویژه منتشر می شود.
به علت تراکم برنامه و خستگی رفقا و یا  به مناسبت شغلی که باید به محل زندگی خویش باز می گشتند، مجریان برنامه از اجرای کامل برنامه خود داری کردند و قرار شد متن کامل آن در چندین ویدئو، که در سایت کنفدراسیون بازتاب خواهد یافت، پخش شود. این مطالب تنها گزارش مختصری از یک برنامه هشت ساعته است که بیش از یک سال برای تنظیم و تهیه آن نیرو صرف شده و ده ها نفر در آفرینش آن شرکت داشته اند.
در خاتمه رفقا دکتر بهمن نیرومند، فریدون اعلم دبیران پیشین کنفدراسیون جهانی و بیژن کلانتریان، یکی از اعضاء کنفدراسیون، خاطرات شخصی خویش را از مبارزان و مبارزات آن دوران بازگو کردند، که بسیار مورد توجه حضار قرار گرفت و پیشنهاداتی نیز در زمینه جمع آوری این خاطرات داده شد که در دستور کار کمیته قرار خواهد گرفت. بازتاب برگذاری این مراسم در میان نیروهای دموکرات، انقلابی، آزادیخواه و استقلال طلب بسیار مثبت بوده است. این حرکت با این استقبال عظیم، گرچه ناشی از نفوذ معنوی کنفدراسیون جهانی در میان مردم بود، در عین حال در جبهه ی دشمنان مردم ایران که به گرد دودمان ننگین پهلویان گرد آمده اند و در همدستی با امپریالیسم و مجامعشان بسیار فعالند و با دشمنان مردم ایران همآوا گشته اند، بسیار سنگین آمد. این حرکت نشان داد که نمی شود تاریخ را تحریف کرد و با دینار و دِرهَم غارت شده از دسترنج مردم ایران کارزارهای تبلیغاتی در خارج بر ضد مردم ایران و تحریف  تاریخ ایران بپا ساخت. ودر عین حال بیانگر این واقعیت بودکه وظیفه ی سرنگونی  نظام جمهوری اسلامی تنها به عهده ی مردم ایران می باشد.
وقتی خبر این موفقیت به ایران رسید و مردم توانستند از طریق پَلتاک و برخی تلویزیون های اپوزیسیون از شکوه و عظمت این مراسم با خبر شوند موجی از شعف بسیار همه را در برگرفت. چه پیام های تلفنی که از ایران نرسیدو چه تبریک ها که به ما نگفتند. مردم می دیدند که میدان برای ضد انقلاب غارتگر و سرکوبگر مغلوب شده خالی نیست و هستند کسانیکه از دستآوردهای انقلاب مردم ایران دفاع می کنند. خبر رسید که در دانشگاه تهران بحث مربوط به فعالیت کنفدراسیون داغ است و همه خبر را به سرعت برق پخش می کنند و رژیم جمهوری اسلامی نیز از این حرکت بشدت نگران است.
مسلماً، کار کمیته خالی از نقص نیست، کار «بی نقص» کارِ ناکرده است. اگر کمیته با همین مصالح آغاز به کار نمی کرد و بر همه چیز سرپوش می گذاشت، کسی هم امروز در پی عیبجویی بر نمی آمد.
کنفدراسیون جهانی، دست کم تا زمانی که مشترکاً کار می کرد، به اندازه ای دستآورد و فعالیت در تمام عرصه ها از خود باقی گذارد که بیان آن ها در این مختصر نمی گنجد، چه برای اینکه آن ها را همه جانبه بررسی کنیم کار بیشتری لازم است. مسلماً، این کار مهمی که انجام شده است در تاریخ ایران ثبت می شود و گامی است که باید با فعالیت دیگران و بعدی تکمیل شود.

۱۳۹۱ دی ۱۹, سه‌شنبه

سه‌شنبه ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۳

پرویز داورپناه

دوستان و دشمنان کنفدراسیون جهانی

کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی) که از آن بعنوان «کنفدراسیون جهانی» نام خواهد رفت، جشن پنجاهمین سالگشت تاًسیس خود را در تاریخ پنجم ژانویه ۲۰۱۳ در خانه جوانان، محل برگذاری کنگره های پیشین خود در شهر فرانکفورت، آلمان، برگذار کرد.
  وقتی در معیّت یکی از دوستان قدیمی با نیم ساعت تاًخیر وارد جلسه شدم، از همان آغاز ورود به جلسه احساس کردم که به یک محیط گرم و صمیمی پا گذاشته ام و به یاد سالهای تحصیلی گذشته افتادم که با چه علاقه زایدالوصفی به این جلسات می رفتم. از نظر من هیچ چیز تغییر نکرده بود، صدها تن از دوستان قدیمی، همگی با عشق و علاقه از ایران و اکثر کشورهای اروپا و آمریکا در آنجا جمع شده بودند تا این مراسم را با شکوه هر چه فزون تر برگذار کنند.

برگذاری مراسم جشن پنجاه سالگی «کنفدراسیون جهانی» با برگذاری کلیه جلسات اپوزیسیون رنگارنگ خارج از کشور تفاوت اساسی داشت. بوی مهر، صمیمیت و همبستگی در آن به مشام میرسید. فضای حاکم بر این جلسه، خشک و سرد و بی روح نبود.

دوستان و آشنایان قدیمی همدیگر را درآغوش می گرفتند و بازار بوسه های صمیمانه ایرانی رواج داشت.

تعداد جمعیت حاضر هم با جمعیت شرکت کنندگان در جلسات "اپوزیسیون خارج از کشور" تفاوت فاحشی داشت. اگر در سمینارها و کنگره های اپوزیسیون تعداد شرکت کنندگان به ۲۰، ۳۰ الی ۵۰ نفر بالغ می شود، در این جلسه بدون اغراق بیش از ۵۰۰ نفر شرکت کرده بودند.

برگذاری یادمان پنجاهمین سالگشت پایه گذاری «کنفدراسیون جهانی» به منظور تجلیل از مبارزات سازمانی است که در تاریخ ایران، چون سازمانی بی همتا، نقش مؤثری در مبارزات مردم ایران برای کسب آزادی ، دموکراسی و حاکمیت ملی ایفا کرده است.

دشمنان «کنفدراسیون جهانی» تشخیص داده بودند که مثل همیشه در این مراسم شرکت نداشته باشند و نظرات "انتقادی" خود را در اینجا و آنجا منتشر کنند. راستی چرا که منتشر نکنند، چرا از خواب سنگین خود برنخیزند. و چشمهایشان را نشویند.

دشمنان «کنفدراسیون جهانی» در مطلبی که در سایت "حزب مشروطه ایران" با عنوان «پایکوبی و دست افشانی و باده نوشی کنفدراسیون و کنفدراسیونی ها بر روی گور ایران و ملت ایران!» نشر داده اند، می نویسند:

"این یک خودکشی ملی بود که کنفدراسیون و اعضائش در ایجاد زمینه این خودکشی ملی سهم بسزایی داشتند و باید بابت آن شرمنده باشند و نه اینکه شادباش بهم گویند و جشن بگیرند که کشور و ملتی را با عمل‏کردهایشان امروز به ورطه نابودی کشانده‏اند!"

این بقایای رژیم استبدادی پیشین فراموش کرده اند که این دربار پهلوی بود که در مقابل رشد مبارزات ملت ایران مقاومت می کرد و از هیچ دسیسه ای علیه منافع ملت ایران خود داری نمی نمود، آزادی را برای گروه های خواهان دمکراسی ممنوع کرد و میدان را برای ملایان باز گذاشت تا بتوانند حاشیه نشینان شهرها، فراریان از روستاهای دچار «اصلاحات ارضی،» را برای به قدرت رساندن حکومت اسلامی بسیج کنند. در رویارویی با این دسیسه ها بود که مبارزه ی دانشجویان ایران برای استقلال، آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی در کشور اوج گرفت.

آقایان "مشروطه طلب!" در ارگان حزب مشروطه ایران می نویسند:

"شما کنفدراسیونی‏ها با جعل و تحریف تاریخ کنفدراسیون برای خود تاریخی پرافتخار که افسانه‏ای بیش نیست آفریده‏اید که به آن باور ندارید ولی برای مردمفریبی آنرا حقیقت محض جلوه می‏دهید تا منافع شخصی و گروهی‏تان حفظ شود."

آقایان باز فراموش کرده اند که پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که به سرنگونی دولت دکتر مصدق انجامید، دانشجویان ایران حاضر نشدند به این خیانت تن در دهند و صدای اعتراض خویش را علیه محمد رضا شاه بلند کردند و این جعل و تحریف نیست که دانشجویان دو روز قبل از ورود نیکسون به ایران، در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ با تظاهرات در دانشگاه تهران و یورش نیروهای نظامی، سه تن، (احمد قند چی، مهدی شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا) کشته دادند.

عظمت شانزدهم آذر تنها به خاطر شهادت سه تن از دانشجویان دانشکدهً فنی تهران نیست، مرگ افتخار آمیز این دانشجویان نه تنها نهضت دانشجوئی ایران را بر پایه های استواری بنیان نهاد بلکه به همه ی این پرسشها که آیا دانشجو باید در سیاست دخالت کند یا نه؟ آیا دانشجو باید منافع صنفی و علمی خود را بر مصالح اجتماعی و ملی مقدم دارد یا نه؟ پاسخ گفت. دانشجویان ایرانی از آن روز یک لحظه از پای ننشستند و مبارزات خود را از دانشگاها به میان کوچه و بازار و قلب اجتماع کشاندند.

آقایان می نویسند:
"بجای اینکه کنفدراسیون و کنفدراسیونی‏ها پس از ۵۰ سال که از تاسیس کنفدراسیون و پیوستن‏شان به آن می‏گذرد یک نقد جدی و بیغرض و سازنده را در چندین جلد به ملت ایران تقدیم می‏کردند و از پیشگاه ملت ایران بخاطر خطاهای سیاسی‏شان در گذشته و بویژه در ۳۴ سال گذشته عذرخواهی می‏کردند با کمال وقاحت نه تنها به هیچ خطایی اعتراف نمی‏کنند بلکه به کنفدراسیون و خودشان مهر تایید می‏زنند و بخود مدال‏های افتخار آویزان می‏کنند که شاه را سرنگون کردند و جمهوری‏اسلامی کهریزکی را آوردند."

آقایان فراموش کرده اند که آن روزها همه هستی کشور و سرنوشت مردم به شاهنشاه آریامهر پایان می یافت. خیابان، میدان، بزرگراه، و همه چیز نام آریا مهر را برخود گرفته بود.
و «سخنان پر مغز ملوکانه،» با احترام و ترس و لرز نقل محافل و مجالس می گشت. این ماجرا آنچنان ادامه یافت که شاهنشاه دیگر وجود کورش را هم بی مناسبت دید و با صدایی آکنده از غرور، به کوروش فرمان داد: "کورش آسوده بخواب که ما بیداریم."

آقایان فراموش کرده اند که محمد رضا پهلوی، دیکتاتور مغرور ایران استقلال دانشگاه را به رسمیت نشناخت و دانشجویان مبارز ایرانی توانستند اراده خود را در راه استقرار دموکراسی حقیقی آشکار سازند.

به یاد دارم نخست وزیر وقت گفته بود:

"اگر قرار شود تمام کسانی را که به فساد آلوده شده اند روانه زندان کنیم، وزارت خانه ها خالی خواهد شد." این بود ایران آریامهر!

انکار مبارزات آزادیخواهانه ی "کنفدراسیون جهانی،» به مثابه ی یگانه سازمان متشکل جنبش دانشجوئی میهن ما که برای افشاءِ خفقان، قانون شکنی ها و جنایات رژیم کودتا و به منظور دفاع از زندانیان سیاسی و شناساندن چهره ی حقیقیِ آن دیکتاتوری توانست هزاران دانشجو را به شکل های مختلف، از جمله برای تظاهرات علیه شاه بهنگام مسافرتهای او به کشورهای خارجی بسیج کند، عملی کور دلانه و مغرضانه خواهد بود.


گذاردن مسئولیت انقلاب اسلامی بر گردن یک جنبش دانشجویی خود نمونه ی بارزی از یک جهل سیاسی باورنکردنی و فرار از برابر حقیقت تاریخی است.

تا کنون در کجای دنیا دیده شده است که یک جنبش دانشجویی که تنها برای حقوق زندانیان سیاسی و بطور کلی حقوق بشر و احترام به قانون اساسی کشورش مبارزه می کرده، هرقدر هم که آن جنبش گسترده بوده باشد، بتواند، یا حتی بخواهد، انقلاب کرده، نظام کشوری را تغییر دهد؟ آیا انتساب این مسئولیت به یک جنبش دانشجویی خود روشن ترین گواهی بر کوری و ناتوانی کودتاگرانی نیست که رابطه ی خود با مردم کشور را قطع کرده بودند و نمی دانستند در جامعه چه می گذرد، و می پنداشتند که تنها مخالفان اعمال آنان دانشجویان آزادیخواه کشورند. آیا چنین پندار خطایی(انقلاب بدست دانشجویان!) اعتراف به این حقیقت نیست که در کشور هیچ حزب و سازمان سیاسی آزادی وجود نداشته تا جایی که همه ی توجه رژیم تنها بر اعتراضات یک جنبش دانشجویی متمرکز شود؟ آیا دانشجویان از انقلاب سخن گفتند (مفهومی که در هیچیک از مصوبات رسمی آنان دیده نمی شود) یا همان کودتاگران بودند که خواستند، با انجام "انقلاب سفید" خود را از قاطبه ی مخالفانی که در آن زمان ابدأ از کسی انقلاب نخواسته بودند، "پیشرو تر" بنمایانند و به مردم بگویند : " اگر اینان فقط مخالفت می کنند، اما ما از آنان تندرو تریم چه خودمان انقلابی هم هستیم" (!)

پس چه خوب است که حضرات از خود بپرسند که تخم لق "انقلاب" شکوهمند"شاه و مردم" را چه کسی شکست؛ یا چه کسی بود که در برابر نمایش های نارضایی طبیعی مردم چنان خود را باخت که پیش از اینکه کسی کمترین سخنی از انقلاب گفته باشد، به استقبال انقلاب رفت و خطاب به مردم گفت " صدای انقلابتان را شنیدم"!

و باز کیست که درنیافته باشد که آن "انقلاب سفید شاه و ملت"( که با آنهمه اعدام های پیش و پس از آن چندان هم سفید نبود)، که به ویرانی ساخت کشاورزی کشور و خانه خرابی میلیون ها روستایی و مهاجرت شان به شهرهای بزرگ انجامید، خود مقدمه ی انقلاب شبهِ روستایی سال ۵۷ بود.

اکنون البته بسیار آرامش بخش است، و بخصوص بسیار فریبکارانه برای خود و دیگران، که مزدوران کودتاگران دیروز که با تعطیل قانون اساسی، ممنوعیت احزاب، مطبوعات، ریشه کن کردن آزادی بیان، ممانعت از هرگونه فعالیت سیاسی، و نقض همه ی حقوق ملی دیگر پیش بینی شده در قانون اساسی مشروط به دست خود اساس مشروطه را ویران کرده بودند امروز بگویند "ما کاری جز سازندگی نمی کردیم اما دانشجویان چون خرابکار بودند این سازندگی را نمی خواستند و مشروطه را برهم زدند"(!)

مبارزات ارزندهً «کنفدراسیون جهانی» در جهت دفاع از جان زندانیان سیاسی و با شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و افشاء ماهیت دادگاههای قرون وسطائی شاهنشاهی، که نزدیک ترین الگو و سابقه ی دادگاه های رژیم کنونی اند، برملا ساختن ماهیت جنایتکارانه ساواک شاه و حامیان امپریالیسم او، یکی از صفحات درخشان مبارزات پیروزمندانهً جنبش دانشجوئی را تشکیل میدهد.
 
جشن پنجاه سالگی «کنفدارسیون جهانی» هشداری بود به هواداران دیکتاتوری شاه مخلوع و آنهایی که درقالب "اپوزیسیون" در خارج از کشور از یک نشست و پالتاک و کنگره به کنگره دیگر می روند و یا از یک رادیو و تلویزیون به تلویزیون دیگر رفته و با کمک دولتهای خارجی خواب زمامداری بعد از حکومت اسلامی را در سر می پرورانند.

اگر پنجاه سال پیش، دانشجویان مستقل ایرانی با شعار، «اتحاد، مبارزه، پیروزی» و تشکیل کنفدراسیون جهانی، توانستند با دیکتاتور ایران به مبارزه بر خیزند، قطعاً امروز نیز جوانان و مخالفان مستقل حکومت اسلامی قادرخواهند بود با تشکیل سازمانی دموکراتیک و جهانی در راه پشتیبانی از حقوق مردم ایران و دفاع از زندانیان سیاسی مبارزه کنند و توفیق یابند.

دکتر محمد مصدق در پاسخ پیام «کنفدراسیون جهانی» به دانشجویان و جوانان ایران چنین می نویسد:

«از اینکه وطن عزیز ما دارای فرزندانی است که میتوانند رهنمای جامعه واقع شوند بسی خوشوقت و بسیار شکر گزارم و در این وضعیت نمی توانم چیزی بنویسم مگر اینکه عرض کنم آتیه مملکت دست شماست و توفیق شما را در خدمت به ایران عزیز از خدا خواستارم.»

دکتر پرویز داورپناه
۸ ژانویه ۲۰۱۳

انتخاب ۲ آهنگ اجرا شده در جشن کنفدراسیون جهانی ــ فرانکفورت
شعر : احمد شاملو ، خواننده : سیما، ویلن: اسکندر، گیتار: عبدالرضا، شعر نازلی
خواننده: سیما ، ویلن: اسکندر ، گیتار: عبدالرضا، ترانه: سر اومد زمستون

۱۳۹۱ دی ۱۸, دوشنبه


سپاسگزاریِ کمیته برگزاری

یادمان پنجاهمین سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی)

مراسم شکوهمند یادمان پنجاهمین سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی(اتحادیه ملی) با شرکت حدودا پانصد نفر در تاریخ شانزدهم دی ماه 1391 (5 ژانویه 2013 ) در شهر فرانکفورت آلمان برگزار شد.

کمیته برگزاری بزودی گزارش کاملِ این جشن خاطره انگیز را در یک شانزدهم آذر ویژه (ارگان کنفدراسیون جهانی) و از طریق تارنمای کنفدراسیون در اختیار عموم علاقمندان قرار خواهد داد .

ولی آنچه که پیشاپیش بایستی بدان توجه داشت:

1-        سپاس از صدها شرکت کننده در این جشن به یادماندنی است که از راه های دور و نزدیک، از آمریکا، سوئد، انگلستان، اتریش، سوئیس، فرانسه، ایتالیا، هلند، بلژیک ... و نیز شهرهای مختلف آلمان با حضور خود به این گردهمائیِ تاریخی شکوه و جلال بخشیدند.

2-        سپاس از صدها امضاء کنندۀ فراخوانِ برگذاری جشن یادمان پنجاهمین سالگردِ بنیانگذاری کنفدراسیون که نقشی بسیج کننده را ایفا نموده و ما را در امر برگذاری این گردهمائی مصمم تر و استوار تر ساختند.

3-        سپاس از همهء زندانیان سیاسی دیروز و تبعیدیان امروز است که با پیام پشتیبانی خود از برگذاریِ چنین گردهمائیِ به ما نیرو بخشیدند.

4-        سپاس از سازمان هاو افرادی است که از ایران و اقصی نقاط جهان با ارسال پیام از مراسم یادمان پنجاهمین سالگرد کنفدراسیون اعلام پشتیبانی کرده اند.

5-        سپاس از نماینده ی کنفدراسیون جهانی حسین رضایی، که سال ها زندان پهلوی را بخاطر آرمان های کنفدراسیون به جان خرید، و نیز دو زندانی سیاسی پیشین که با پیام های خود در محل جشن حمایت خویش را از این جشن اعلام داشتند.

6-        سپاس از همه فعالان سیاسی درون ایران که ناصر زرافشان پیام مهرآفرین آنان را در پشتیبانی از مراسم پنجاهمین سالگرد کنفدراسیون جهانی با مضمون زیر برای ما ارسال کرده است:

« ... خبر بزرگداشت جشن پنجاهمین سالگرد ... مایه شادی من و بسیاری از فعالان سیاسی درون ایران شد. ... ».

7-        و سپاس از همهء تارنماهای خبریِ روشنگرانه، رادیوها و تلویزیون های مردمی که با انتشار فراخوان ما، پیام ها و مصاحبه ها ما را در برگذاری این یادمان یاری رساندند.

پژواک این خبررسانی به ترتیبی بود که یک روز پس از برگذاری جشن رفقائی از ایران در تماس تلفنی با ما. اظهار داشتند که گزارشی از این گردهمائی را در تلویزیون اپوزیسیون در ایران مشاهده کرده اند.

کمیته برگذار کنندهء یادمان کنفدراسیون وظیفهء خود می داند که از کلیهء شرکت کنندگان، امضاکنندگان فراخوان، پیام دهندگان، مسؤولان تارنماها، رادیوها، و تلویزیون هائی که ما را در این راه یاری رساندند یکبار دیگر صمیمانه سپاسگزاری کرده، برایشان موفقیت و پیروزی آرزو کند.

کمیتهء برگذارکنندۀ یادمان پنجاهمین سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی).

18 دی 1391 / 7 ژانویه 2013

۱۳۹۱ آذر ۲۹, چهارشنبه


پیام شادباش ما جمعی از زندانیان سیاسی دوران شاه به برگزارکنندگان جشن پنجاهمین سالگرد تاسیس کنفد راسیون جهانی دانشجویان و محصلین ایرانی در خارج از کشور! (پنجم ژانویه 20013 در شهر فرانکفورت)


دوستان گرامی، برگزاری جشن پنجاهمین سالگرد تاسیس کنفد راسیون را به شما تبریک می گوئیم. نام کنفدراسیون جهانی دانشجویان ما را به سالهای پیش از انقلاب 57 می کشاند ،زمانی که زندانی رژیم شاه بودیم. همه ما در بیدادگاههایی حضور می یافتیم که احکام آن از پیش معلوم شده بود. بسیاری از همراهان و همگام های ما زنده نماندند تا سقوط آن رژیم را شاهد باشند، بسیاری د یگر در سالهای حاکمیت جمهوری اسلامی دگر بار به بند گرفتار آمده و اعدام شدند،که البته در میان آنان عده ای از اعضای کنفد راسیون نیز دیده می شد. و سرانجام عدهای هم چون ما زندگی در تبعید را به جان خریدیم.

 

دوستان گرامی! ما زندانیان سیاسی آن دوران، پشتیبانی گسترده شما را از مبارزات دموکراتیک مردم ایران علیه رژیم شاه و دفاع بیدریغ شما را از آزادی خلقهای جهان از یاد نخواهیم برد. در خاطره ما کارزار بین المللی شما برای آزادی زندانیان سیاسی همواره زنده است.

 ما از یاد نخواهیم برد اعتصاب غذاهایی را که در دفاع از ما برگزار کردید و مارش های اعتراضی را که به راه انداختید.

 از یاد نخواهیم بردکوششهای بیدریغ شما را دراعزام وکلای بین المللی برای حضور در دادگاههای ما.

ازیاد نخواهیم برد کوششهای شما را در دستیابی به ایرانی آزاد و آباد.

                                      چنان چه تاریخ از یاد نخواهد برد.

 

دوستان گرامی!در جشن پنجاهمین سالگرد کنفدراسیون ما خود را در کنار شما احساس می کنیم،   درشادی شما شریک هستیم و امیدواریم که سنت های مبارزاتی کنفدراسیون تجربه ای باشد برای همه آنهائی که هم اکنون،

 برای برقراری آزادی و دموکراسی در ایران علیه جمهوری اسلامی مبارزه می کنند.  

 

 

1- احمد پورمندی

2- ارسلان پورقباد

3- احمد محمدی

4- افسر(سهیلا) ستاری

5- اژدر بهنام

6- اسفندیار کریمی

7- اسماعیل ختائی

8- اشرف میرهاشمی

9- اصغر خرسند

10- اکبر سوری

11- اکبر سیف

12- ایرج تقی زاده

13- ایرج نیری

14- باقر قلیا ئی

15- بهروز مطلبی

16- بهزاد کریمی

17- بیت اله بی نیاز

18- بهروز خلیق

19- پرویز مختاری

20- پرویز نویدی

21- تقی تام

22- حسن گلشاهی

23- حسن جعفری

24- حسین انور حقیقی

25- حسین بهبودی

26- حسن فخاری

27- حسین سازور

28- روبن مارکاریان

29- رضا علامه زاده

30- رسول آذر نوش

31- رضا اکرمی

32- سیف الدین حاتملوئی

33- ضرغام(اسد)محمودی

34- عباس هاشمی

35-عباس انورحقیقی

36- علی صادقی

37- علی برزوئی

38- علی پورنقوی

39- غلام دوستدار

40- فرهمند رکنی(اخوی)

41- فردوس جمشیدی

42- فریدون احمدی

43- قدرت قلی زاده

44- محمدرضا شالگونی

45- مهران پاینده

46- ماسیس عزیزخانیان

47- محمد آزادگر

48- محمد حدادپور

49- محمد رضا اردبیلی

50- محمد رضا کاویانی

51- مسعود فتحی

52-مسعود مولازاده

53- منوچهر مختاری

54- مهدی جباری

55- مهدی فتاپور

56- نسیم خاکسار

57- ناصر آذرافروز

58- ناهید ناظمی

59- نقی حمیدیان

60- نادر عصاره

61-هدایت سلطان زاده

62- هوشنگ حجتی

63-همت علی نوروزپور

64- وجیه قاسمی

 

از دوستان عزیز زندانی رژیم شاه که به هر دلیلی قابل دسترس نبودند، تقاضا داریم در صورت تمایل نام خود را اضافه نمایند.

 

 

 

 

 

 

 

 
       

۱۳۹۱ آبان ۱۵, دوشنبه

۱۳۹۱ مهر ۲۷, پنجشنبه

CISNU50@gmail.com
اطلاعیه
21 مهرماه 1391/13 اکتبر 2012
یادمان پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ی ملی) را گرامی داریم!
دوستان، اعضاء و کوشندگان کنفدراسیون جهانی،
پنجاه سال پیش کوشش‌های چند ساله‌ی دانشجویان ایرانی در اروپا و ایالات متحده، سرانجام به ثمر رسید و دانشجویان ایران با تأسیس کنفدراسیون جهانی در شهر پاریس، با شرکت اتحادیه دانشجویان دانشگاه تهران، به اتحادیه‌ی ملی خود چون وسیله‌ی مبارزه اجتماعی و فرهنگی دست یافتند. چنانکه می‌دانید، امسال ما پنجاهمین سال پایه‌گذاری کنفدراسیون جهانی (اتحادیه‌ی ملی) را از سر می‌گذرانیم. از همین رو، کمیته متشکل از مسؤولان و کوشندگان کنفدراسیون جهانی ما با حمایت چندین تن از دبیران پیشینِ آن سازمان دست به ابتکار تدارک جشن یادبود تأسیس آن سازمان بی‌نظیر زده‌اند و تا کنون اقداماتی برای برگذاری جشنی فرهنگی- تاریخی به آن مناسبت انجام گرفته است.
اما موفقیت این جشن در گرو شرکت هرچه بیشتر یک یکِ کوشندگان کنفدراسیون جهانی ماست، کسانی که طی آن دو دهه‌ی پر درد و اِلَم میهن‌مان همگی، دست اندر دست، در راه استقرار آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر می‌کوشیدیم. همه می‌دانید که کنفدراسیون جهانی ما، از همان آغاز تأسیس، وظیفه‌ی خود دانست که به دفاع از آزادی‌های دموکراتیک در کشورِ کودتا زده و بلادیده‌ی ایران برخیزد. با توجه به اساسنامه‌ی دموکراتیک خود، کنفدراسیون جهانی ما به دفاع از همه‌ی زندانیان سیاسی، از هر گرایش و عقیده‌ای که بودند، بر می‌خاست.
به جرأت می‌توان گفت که کنفدراسیون جهانی ما در زمینه‌ی مناسبات درونی خود، برغم برخوردهای طبیعی که در هر اجتماعی هست، از نظر دموکراسی یکتا بود. هیچ کشور یا سازمان اجتماعی را، حتی در غرب، نمی‌توان یافت که مانند کنفدراسیون جهانی ما در سلسله مراتب تشکیلاتی خود برای اقلیت حق شرکت در دستگاه‌های رهبری، از واحد محلی گرفته تا هیئت دبیران، برقرار کرده باشد. شگفت اینجاست که جوانانی که از تجربه تلخ 28 مرداد گذر کرده و زخم روحی برداشته بودند آموخته بودند که برای پایان دادن به دیکتاتوری، نفوذ گسترده‌ی امپریالیسم، و احقاق حق مردم بلادیده‌ی میهن هیچ راهی جز راه دموکراتیک و استقرار آزادی، و حقوق بشر وجود ندارد؛ بویژه، هرگاه زلزله‌ای زندگی ناچیز مردم فقیر کشور را ویران تر می‌کرد، کوشندگان کنفدراسیون جهانی ما همواره آماده بودند سخت‌کوشانه با جمع آوری کمک‌های مالی و جز آن به یاری هم‌میهنان خود بشتابند، و حتی در مواردی با ارسال دارو و پزشکان هموطنان خود را تنها نگذارند.
آنان از آن تجربه‌ی دردناک آموخته بودند که برای تأمین دموکراسی در هر سطحی حق اقلیت در اداره‌ی امور رعایت شود و همکاری چنان باشد که همه‌ی اعضا و کوشندگان از جان و دل برای متحقق ساختن مصوبات کنگره و دستور العمل‌های هیئت دبیران به فعالیت بپردازند.
ما اعضای کنفدراسیون جهانی می‌توانیم به خود ببالیم که نخستین سازمان اجتماعی در دنیا هستیم که با اتخاذ چنین روشی امر دموکراسی سازمانی را، برغم گرایش‌های طبیعی گوناگون در هر سازمان اجتماعی، رعایت می‌کردیم و بویژه علیرغم گرایش مرسوم در میان ایرانیان به فردگرایی مطلق، همگی مصوبات کنگره‌ها و دستورالعمل‌های دبیران را به مورد اجرا درمی‌آوردیم. ما باید این ابتکار بی‌پیشینه در تاریخ دموکراسی را قدر نهیم و بخاطر آن مُحقانه به خود ببالیم.
کنفدراسیون جهانی ما یکی از نادرترین، ورنه نادرترین، اتحادیه‌های ملی دانشجویی بود که در زمینه‌ی عملی با شوق و پشتکار، نه فقط از همه‌ی مبارزان داخل کشور، که همچنین از مبارزات خلق‌های دربند و ستمدیده، که برای رهایی خود از چنگ استعمار می‌رزمیدند، صمیمانه همدردی و پشتیبانی می‌کرد. برای نمونه، شایسته‌ی یادآوری است که کنفدراسیون جهانی ما، برغم امکانات محدود خویش، از کمک‌های عملی به ملت‌های ویتنام و فلسطین دریغ نمی‌کرد. نمایندگان کنفدراسیون جهانی ما در تمام کنگره‌ها و کنفرانس‌های بین‌المللی همواره حداکثر کوشش خود را به کار می‌بستند تا در برابر گرایش‌های نادرست و ارتجاعی قطعنامه‌های مؤثر در دفاع از مبارزات فلسطینیان و ویتنامیان به تصویب برسانند.
نمایندگان همین کنفدراسیون جهانی ما مداوماً می‌کوشیدند تا با روشنگری گسترده پیرامون دیکتاتوری نظامی پهلویان در کنگره‌های بین‌المللی قطعنامه‌های مؤثری، بویژه علیه کمک‌های نظامی از جانب دول بزرگ به آن حکومت به تصویب برساند و آن‌ها را در جوامع بین‌المللی تبلیغ کنند.
بویژه کنفدراسیون جهانی ما سخت‌کوشانه توانست چهره‌ی پلید و دست‌های خونین ساواک را بر مردم جهان بشناساند.
برخلاف تبلیغات سودجویانی که بر موج انقلاب سوار شدند، هیچ گروه یا هیچ فردی به اندازه‌ی کنفدراسیون جهانی ما در شناساندن ماهیت ضد ملی و وابسته‌ی پهلوی به مردم ایران و جهان کوشا و مؤثر نبود. 
شما می‌دانید و اسیران رژیم پهلوی، که کنفدراسیون جهانی ما از آنان دفاع می‌کرد، شهادت می‌دهند که مبارزات کنفدراسیون جهانی ما برای دفاع از آنان و رهایی ایشان از حکم اعدام، شکنجه، و بند زندان سخت کوشا بود. کنفدراسیون جهانی ما با اعزام وکلای مدافع، وکلای پارلمان‌های اروپایی و برخی روزنامه‌نگاران مترقی، نه تنها به دفاع از اسیران چنگ رژیم مشغول بود و با اعتصاب غذاهای طولانی، نمایش‌های خیابانی گسترده و مکرر اجازه نمی‌داد دستگاه ساواک رژیم پهلویان بتواند هرآنچه می‌خواست انجام دهد؛ بلکه همچنین توانست از اجرای احکام اعدام جلوگیرد؛ شکنجه‌ها را تقلیل دهد یا قطع کند، و برخی زندانیان را آزاد سازد، و بدین وسیله خانواده‌های اسیران دستگاه سَبُع شاه پهلوی را بر تخت شادی بنشاند.
کنفدراسیون جهانی ما با بردن آگاهی‌های اجتماعی به میان چند نسل از دانشجویان ایرانی تغییری کیفی در تقویت خواست دمکراسی در میان ملت ایران پدید آورد، و این دستآورد بس بزرگی است که باید آن را قدر شناخت.
با شرکت خود در این مراسم (پنجم ژانویه 2013) در فرانکفورت خاطره ی شکوهمند مبارزات کنفدراسیون را زنده کنیم.
امضاء کنندگان:
79.     فریبرز جعفرپور
80.     هادی جفرودی
81.     دکتر مسعود جلیلی
82.     ناصر چگینی
83.     علی حاجی
84.     عبدالحسن حسینیان دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
85.     کامروز حقگو
86.     بهزاد حقیقی
87.     رضا خسروی
88.     بیژن دادگری
89.     داود دانائی
90.     فرامرز داودی
91.     دکتر پرویز داورپناه
92.     رضا دکنما
93.     دکتر کامبیز دولتشاهی (ایتالیا)
94.     قاسم ذولفقاری
95.     مهدی ذولفقاری
96.     دکتر علی راسخ افشار
97.     بیژن رستگار
98.     محسن رضوانی دبیر پیشین کنفدراسیون اروپائی
99.     محمود رفیع دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
100.  شریفه زربخش
101.  جمال سالم






56.      مینو گلبهار
57.      علی گوشه
58.      بهمن مبشری
59.      اکبر مجتبی زاده
60.      دکتر کامبیز مجیدیان
61.      نادر مجیدیان
62.      بهروز مرادی
63.      باقر مرتضوی
64.      پروفسور محسن مسرت
65.      دکتر بهمن مقدم
66.      امیر معیری
67.      فریدون منتقمی دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
68.      سیامک موید زاده
69.      حسین مهینی
70.      رضا مهاجر
71.      حمید مهدی پور
72.      سعید میرهادی دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
73.      شهین نراقی دبیر پیشین فدراسیون آمریکا
74.      شیریندخت نراقی دبیر پیشین فدراسیون ایتالیا
75.      هاسمیک نظریان
76.      پرویز نعمان دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
77.      اصغر نصرتی
78.      دکتر بهمن نیرومند دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی

28.     حمید آزادی دبیر پیشین فدراسیون آلمان
29.     ابوتراب ابوترابی دبیر پیشین فدراسیون آمریکا
30.     فریدون اعلم دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
31.     نادر اسکوئی دبیر پیشین فدراسیون آمریکا
32.     اکبر اغراقی
33.     کورش افطسی دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
34.     منصور افروخته
35.     دکتر محمد اقتداری
36.     جمشید اهورائیان
37.     احمد امانی
38.     شاهین انزلی
39.     علی بابا خان
40.     سعید باقری
41.     تیمور بزرگی
42.     محمد بهبودی
43.     میترا بهراد
44.     ژاله بهروزی
45.     امین بیات
46.     هوشنگ بیات
47.     دکتر منصور بیات زاده دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
48.     فرامرز بیانی دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
49.     بیت اله بی نیاز
50.     احمد تقوائی
51.     نصرت تیمورزاده
52.     کیومرث ثریا
53.     احمد ثوابی
54.     حسن جداری دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
55.     ناهید جعفر پور

1.         علی ستاری
2.         بهروز ستوده
3.         یزدان سیدالشهدایی
4.         علی شاکری-زند (رئیس نخستین کنگره‌ی کنفدراسیون جهانی، پاریس)
5.         پروفسور(بازنشسته) خسرو شاکری دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
6.         ناصر شیرازی دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
7.         داریوش شیروانی
8.         منوچهر صالحی
9.         جعفر صدیق دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
10.     مصطفی طاهری
11.     احمد طهماسبی
12.     دکتر اسدﷲ طیورچی دبیر پیشین فدراسیون آلمان.
13.     بهروز عارفی
14.     رضا علوی
15.     نظیر علیزاده
16.     پروفسور داود غلام آزاد دبیر پیشین کنفدراسیون جهانی
17.     علی فراهت
18.     شاپور فلاحت
19.     رستم فلاحت
20.     کامبیز قائم مقام دبیر پیشین فدراسیون آمریکا
21.     دکتر محسن قائم مقام
22.     سعید کاظمی
23.     عبدﷲ کریم آبادی
24.     منوچهر کشاورزی
25.     آذر کلانتر
26.  فریدون کلانتر
27.  حمید کوثری
 
























































****
نشانی تماس برای افزودن اسامی به تومار بالا به
****
مراسم يادمان پنجاهمين سالگشت پايه‌گذاری كنفدراسيون جهانی ( اتحاديه‌ی ملی)

شنبه 5 ژانويه 2013 برابر شانزدهم ديماه 1391 از ساعت 13

Haus der Jugend  *  Deutschherrnufer 12  *  60594 Frankfurt

 Tel.:  +49(0) 89 350 048 10  *  +49(0) 151 /53 59 4000  *  Mail:  CISNU50@gmail.com